معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٣ - آدمهای اینجوری/سخنچین - باباجانی علی
آدمهای اینجوری/سخنچین
باباجانی علی
حرف اول
>همیشه همراه خود باروت حمل میکند. فرقی نمیکند که مرد باشد یا زن. نکته این است، او در حال عملیات انتحاری است و اولین کسی را که نشانه گرفته، خودش است. در قدیم که باروت و این حرفها نبود، او هیزم با خود حمل میکرد. نه برای گرم کردن خانه و کانون زندگی، بلکه برای آتش زدن به زندگی و روابط بین آدمها.
به دور و بر خودت نگاه کن. ببین چنین آدمی را میبینی؟ کسی که حامل باروت و مواد منفجره است. او یک تروریست واقعی است. او آمده است تا شخصیت آدمها را ترور کند. او مواد منفجرهاش را از دهانش بیرون میریزد. مواظب باش! میخواهد دربارهی کسی با تو حرف بزند. همهی بدیها و رازهای مگوی نفر سوم را به تو میخواهد بگوید. حتماً این آدم را میشناسی! اسم و خصلتش را هم در قرآن میتوانی پیدا کنی. سخنچین را میگویم.
تعریف
کلمات کلیدی: سخنچینی، نمامی، رازداری، تمسخر
در روایات از سخنچینی به نمیمه تعبیر شده است؛ یعنی فاش کردن رازی دربارهی کسی که راضی به افشای آن نباشد.
سخنچینی و نمامی کشف راز نهانی است که هدفش دو بههمزنی و خراب کردن دیگری است و نتیجهاش فتنه و آشوب است. مردم را به جان هم میاندازد و سرچشمهی بسیاری از مفاسد و حتی قتل و خونریزی است.
با این حال، هر نقل قولی سخنچینی و نمیمه نیست. وقتی حرفهای خوب کسی را برای دیگری میگویی و باعث سرور و شادی مثبت طرف مقابل میشوی، دیگر به این کار سخنچینی نمیگویند.
بدترین
رسول رحمت(ص) در میان جمع نشسته بود. رو به حاضران کرد و فرمود: «آیا شما را به بدترین افرادتان آگاه نکنم؟»
یاران که شوق شنیدن حرفهای تازهی پیامبر(ص) را داشتند، گفتند: «چرا ای رسول خدا!»
پیامبر فرمود: «بدترین افراد آنهایی هستند که به سخنچینی میروند، در میان دوستان جدایی میافکنند و در جستوجوی عیب برای افراد صالح و پاکدامناند.»(١)
نسخه
راستی چرا این اتفاق میافتد و بعضیها در دام سخنچینی میافتند؟ واقعاً چرا؟
١- بدنامی: سخنچین میخواهد با این کارش طرف سوم را بدنام کند. لابد زخمی از او خورده.
٢- خودشیرینی: شاید هم با این کار میخواهد خودش را در مقابل طرف دوم شیرین کند.
٣- سرگرمی: یا اصلاً نیت بدی ندارد. سرگرمی سالم ندارد، با این کار میخواهد تفریح کند و کمی هم بخندند.
٤- مجلسآرایی: این هم میتواند یک دلیل خوب باشد. با جمعی از بروبچ نشستند و از هر دری حرف میزنند. کاری ندارند غیبت باشد یا تهمت و یا چیز دیگر. از توی این حرفها سخنچینی هم درمیآید.
٥- تشویش: خودش آرام و قرار ندارد، وقتی میبیند طرف مقابلش آرامش دارد. برای تشویش اذهان عمومی هم که شده دست به چنین کاری میزند. آی کیف دارد دیگران را مضطرب و پریشان کردن!
در مورد نقل قول و حرف زدن از دیگران باید به هدف و نتیجه فکر کرد. آیا میخواهی طرف سوم را خراب کنی یا برعکس. هر چند حرف زدن مالیات ندارد، عوارض که دارد. باید به فکر عوارض پس از حرف زدن بود.
چون آتش
سخن میان دو دشمن چنان گوی که گر دوست گردند، شرمزده نشوی.
میان دو کس جنگ چون آتش است
سخنچین بدبخت هیزمکش است
کنند این و آن خوش دگرباره دل
وی اندر میان کوربخت و خجل
میان دو تن آتش افروختن
نه عقل است و خود در میان سوختن
گلستان سعدی، باب هشتم، در آداب صحبت
حرفهای مثل روز
وای بر هر عیبجوی سخنچین!
هُمَزَه، آیهی ١
از کسانی که بسیار عیبجو و سخنچین هستند، پیروی مکن.
قلم، آیهی ١١
سخنچین سخت و خشن است و اصل و نصب درستی ندارد.
قلم، آیهی ١٣
بپرهیز از سخنچین که تخم کینه میافشاند و از خداوند و مردم دور میگرداند.(٢)
امیرمؤمنان(ع)
عذاب قبر به خاطر سخنچینی، غیبت و دروغ است.(٣)
حضرت علی(ع)
بهشت بر غیبتکنندگان و سخنچینان حرام است.(٤)
امام باقر(ع)
١. اصول کافی، ج٢، ص٣٦٩.
٢. گزیدهی میزانالحکمة، ح٦٢٥٨، ص٥٧١ و غررالحکم، ح٢٦٦٣.
٣. انوار نعمانیه، ص٢٥٩.
٤. محجةالبیضاء، ج٥، ص٢٧٦.